روزت مبارک باباجون
اومدم وبلاگ گل پسری را آپ کنم مامانی دیروز روز تولد حضرت علی و روز پدربود
روز پدر برهمه بابا های دنیامبارک باشهههههههههههههههههههه
.gif)
مامان جون یه روزی شما هم مثل بابای پدر میشی انشاللهههههههههههههههههه قربونت بشم
مامان جون دیروز با شما پسر گلم رفتیم برای بابا بزرگی یعنی پدر باباجونت یه پارچه پیراهنی خریدم اخه بابا اکبر پیراهن دوخته نمی پوشه مجبور شدیم پارچه بخریم هر چه به بابات اصرار کردیم بیاد یه شلوار برایش بخریم نیومدکه نیومداخرش هم مجبورم بدون بابای برم براش بخرم (اخه سایزشو نمی دونم کوچیک وبزرگ بشه چکار کنم) بعد از اونجا با شما رفتیم سر مزار بابا جون مادری خودت می دونی که مامانی چند ساله پدر ومادرشو از دست داده خدا روحشون را شاد وقرین رحمت کنه اونجا بود که مامانی فهمید چقدر تنهاست تو دنیا ......................................................
بعد با هم رفتیم خونه بابابزرگی کادوشو دادیم اون هم کلی تشکرکرد
پسرم کارهات خیلی بامزه شده همین روزاست که مامانی بخورمت از خودت صداهای عجیب وقریب در میاری
مامانی هرکه می بینتدتون میگه قیافه وشکلت کپی داداشی هستی الهی مامان فدای دوتا پسرا بشم
.gif)
مامانی نمی دونم چرا خوب وزن نمی گیری خیلی ریزه ومیزه هستی وزنت الان با هفت ماه نه روز 300/7 هست بهداشت بهم گفت وزنت کمه نمی دونم چکار کنم اشتهای خوبی هم داری چراچاق نمیشی به مامان بگوووووووووووووووووووو
.gif)
پی نوشت : مامانی دیشب خیلی ناراحت شدم یه بچه شیطون اومد خونمون نوه عمه بابایی اسمش احسان بود با آهنگ موزیکال تختت انقدر بازی کرد تا خرابش شد این آویزموزیکالو خیلی دوست داشتی کلی باهاش حال میکردی مامانی هم خیلی دوست داشت پسر گلم اعصابم خردشدوقتی متوجه شدم که دیگه آهنگ نمیزنه یکی نیست بهشون بگه مگه وسایل بچم واسه شماهاست کلی سر بابای غر زدم که چرا مامان احسان بهش نگفت دست به این اویز تخت نزنه کلی براش نقشه کشیده بودم که بزرگ شدین بزارم برای نوه هام که اومدن خونم باهاش بازی کنند الهی مامان فدات بشه ناراحت نباش اتفاقی که افتادهههههههههههههههههههه


روزت مبارک باباجون
